انتظار
در سال 85 من با همسر پیمان بستم تا آخر عمر با هم باشم در همه حال... بعد گذشت یک سال به فکر افتادم که یه نی نی کوچولو بیارم ولی نمی شود دکترهای زیاد رفتم همه عنوان داشت چون همسرتان ترئید دارد فعلا نمیشه ....روزها همینطور می گذشت روزها شب می شود شب ها روز و ما در انتظار بودم
نویسنده :
مامان و بابا جون
13:52


